عادتها

عادتها

شاید برایتان سوال پیش بیاید که اراده کجای زندگیمان قراردارد

و چطور میشود افزایشش داد ؟

مثالهایی برای درک مطلب

شاید خیلی وقتها برنامه ریزی کرده اید که از نظر خودتان عالی بوده

وحتی برای انجامش اقدام هم کردید ولی بعد از چندروز جا زدید و دیگر اراده رفتن به جلو را نداشتید …

باید بدانید برای موفقیت در کاری مخصوصا اگر آن کار به تازگی وارد زندگیمان شده باشد

و به اصطلاح قرار باشد به عنوان یک عادت جدید وسازنده آنرا داشته باشیم باید به چندتا مورد دقت کنیم .

تمرکز

عادتها

اول اینکه داشتن تمرکز برای ازبین نرفتن انرژی مغز  وساختن عادتها لازم است .
دچار مولتی تسکینگ نشویم یعنی مدام از این شاخه به اون شاخه نپریم
و اجازه ندهیم وقتی درحال انجام کاری هستیم و مغز در حال پردازش آن هست

سراغ کار دیگری برویم و مغزخود را گیج کنیم که کار قبلی را ادامه بدهد یا جدید را شروع کند .

مورد دوم داشتن پیوستگی در انجام کاری است که منجر به ایجاد عادت دلخواه و یا ترک یک عادت غیرسازنده میشود
هرروز یک کار ولو خیلی کوچک انجام دهید .

زمان موردنظر

طبق نظریه های جدید برای ساخت عادتها سه تا ۲۲ روز زمان لازم است
که در طی این ۶۶ روزبهتراست جدولی داشته باشیم
و  تحت هرشرایطی کارکوچکی در راستای آن هدف انجام بدهیم وهرروز تیکی در آن جدول بزنیم .
۲۲ روز اولیه سختی انجام خواهد شد و ۲۲ روز دوم تقریبا عادی شده ولی مرحله خطرناکیه
برای اهمال کاری و ۲۲ روز سوم هم انجام ندادنش برایتان سخت تر از انجام دادنش است .

مثال

شما اگر کاری را برای ۶۶ روز مداوم انجام دهید مثلا روزی ۲۰ دقیقه مطالعه ،

بعد از این تعداد روز کتابخوانی به صورت عادت وارد زندگیتان  میشود.

اما این را هم بدانید که مثلا عادت منفی فرار از کتاب خواندن در شما هرگز از بین نمی رود
وفقط روز به روز با تکرار عادت سازنده کتابخوانی منظم کمرنگ تر میشود .

مقاله ای دیگر در مورد عادت سازی

در کتاب ریز عادتها از استفان گایزگفته شده که علاوه بر انگیزه واراده باید
مجموعه ای از عادتهای کوچک داشته باشیم که در هر شرایطی بتوانیم انجامش دهیم .

و مورد دیگر که در ایجاد عادت وتاثیر اراده باید به آن توجه کنیم اینست ،

که محیط وافراد هم در اراده ما در ادامه برنامه عادت سازیمان به شدت تاثیرگذارند .
فرض کنید همیشه همراه یکی از دوستانتان در یک مسیر مشخص به یک رستوران میرفتید

وانجا فست فود می خوردید ولی الان مدتی است که در رژیم هستید

ونباید فست فود بخورید ولی اگر با همان دوست همان مسیر رستوران را ببرید

اراده شما برای نخوردن فست فود به شدت ضعیف میشود
ومغزتان هم از مکانیزمهای منفی خوداستفاده میکند

وبا یاداوری اینکه میتوانید این وعده را به عنوان جایزه مدتی که رعایت کردید

و یا یه بار که هزاربار نمیشه و یا حالا رژیم بگیری چی بشه ،تمام تلاشش
را برای شکست اراده شما خواهد کرد .

جایزه

تعیین جایزه برای ماندن در مسیر عادت سازی به نظر من خیلی مهم است

ولی جایزه ای از پیش تعیین شده یعنی بدانید که چه موقع وبه چه میزان ،

نه اینکه هروقت هوس سراغتان آمد هدف را فراموش کنید !
همین که به این مطلب اگاه شدید به نظر من تاحدودی میتوانید اثر این مکانیزمها را خنثی کنید

البته به این شرط که برای دوستتان هم ، رژیم شما به اندازه شما مهم باشد .

برانگیختگی

مورد اخری که باید در این قسمت ذکر کنیم برانگیخته شدن دو یا سه عادت با هم هست .

مثلا اینکه چایی رو غذا میچسبه !

یا اینکه موقع فوتبال باید حتما چیپس خورد!

یا اینکه موقع عصبانیت پرخورتر میشیم !

یااینکه هروقت میره باشگاه برگشتن میره بستنی فروشی ! و یا اینکه هروقت بیدار میشه با موبایلش بازی میکنه …

هزاران مدل از این مثالها زد که دوعادتی که شاید به هم ربطی نداشته باشند
ولی ما عادت کردیم که باهم انجامشان بدیم .

باید به جای عادت غیر سازنده به مرور عادت جایگزین داشته باشیم

که هروقت مثلا عصبی شدیم به جای خوردن شیرینی جات یک سیب بخوریم

یا حتی یک لیوان آب و این عادت را برای ۶۶ روز متوالی حفظ کنیم تا عادتش ساخته شود

و ما اگر حتی در آن شرایط قبلی قرار گرفتیم واکنش جدید نشان دهیم .
برای خواندن مقاله تکمیلی اینجا کلیک کنید .

 

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید