بهای اهمال کاری

بهای اهمال کاری

بهای اهمال کاری

 

بهای اهمال کاری

با دانستن اینها شاید بتونیم مدیریتش کنیم

اولین بهای اهمال کاری این است که کنترل زندگیمان را در دستمان نداریم .

دومین بهای اهمال کاری ‌این است که مثل گلوله برف  کوچکی که اول کار خیلی سبک است
ولی همین جوری که  جلو می‌رود بزرگتر می‌شود، خیلی از مشکلات بزرگی که افراد در زندگی شان پیدا می کنند
از همین عادت های کوچک و کارهای اشتباه کوچک است که با اهمال‌کاری ادامه پیدا می کند
و تبدیل به یک گلوله برفی غیر قابل کنترل می شود .

سومین بهای اهمال کاری این است که اهمال کاری روی سلامتی مان به شدت تاثیر دارد فرض کنید
شما اگر برای گرفتن رژیم غذایی یا ورزشی تان اهمال کار باشید .
این موضوع به شدت به جسم و روح شما آسیب می زند .
شما اگر برای انجام یک آزمایش پزشکی مهم ، مدام دست دست کنید
و یا اگر شما برای انجام کارهای مربوط به  سلامتیتان تعلل کنید ،
حتماً به جسم خودتان آسیب می زنید و به اصطلاح مجبور هستید بهای اهمال کاری تان را بپردازید .

چهارمین بهای اهمال کاری این است که پروژه ها و ایده‌های ما توسط آدم هایی که از ما باهوش تر و فعال کردن نیستند

انجام می‌شود و این واقعاً اذیت کننده است چون خودمان را در برابر خودمان قرار می‌دهد

نشخوارفکری

و خیلی از افراد در این حالت شروع به نشخوار فکری می‌کنند که ای کاش خودم انجام داده بودم ،

اگه خودم اجراش می کردم بهتر می تونستم از پسش بر بیایم وافکاری از این دست که مثل خوره به جانمان می افتد .

در اینجا ممکن است عذاب وجدان بگیریم وبخواهیم کار عقب مانده ای را انجام دهیم ولی سیستم داغ مغز ،

مارا وادار میکند کاری را که لحظه ای حالمان را خوب می کند انجام دهیم
مثل رفتن سراغ شبکه های اجتماعی واین خودش یک نوع اهمال کاری است
و به خودمان می آییم میبینیم که در چرخه معیوب اهمال کاری افتاده ایم . یکی از راهکارها استفاده از قانون 5ثانیه است .
برای خواندن مقاله ای در این مورد اینجا کلیک کنید .

چرا اهمال کاری می کنیم ؟

خوب برویم سراغ این که اصلاً چرا اهمال کاری می کنیم ؟

دلیل علمی اش را خیلی ساده برایتان توضیح میدهم .
قسمت آبی که مغز سرد و قسمت قرمز که به آن مغز داغ می‌گوییم .
قسمت جلوی مغز ما راجع به آینده فکر می‌کند ، منطقی و پیچیده است

، قسمت داغ مغز ما ساده و احساسی و سریع عمل می‌کند و همین الان را میبیند .

گفتگوی مغز سرد وگرم

قسمت سرد می گوید : اگر ورزش کنید در آینده سلامت تری وزن ایده آل می شود
ولی قسمت داغ می گوید همین الان شیرینی بخور و بعدا  درست فکر کن که از کجا شروع کنی !

به صورت پیش فرض زور سیستم داغ در همه انسانها بیشتر است ما انسانها ذاتاً اهمال کار هستیم چون اجداد ما نیاز به برنامه‌ریزی نداشتند . در قدیم نیازی نبوده که بخواهند به آینده فکر کنند . آینده‌نگر ها و خوشبین ها منقرض شدند . فرض کنیدیک مار می دیدند و سیستم داغ فعال است ، می ترسند و فرار می کند یا اینکه می جنگیدند و پیروز می شدند اما خوشبین ها و آینده‌نگر ها و به اصطلاح منطقی ها تفکر می کردند که ممکن است این مار نباشد یک طناب باشد شاید و همینطور که داشت فکر می‌کرد توسط مار بلعیده می‌شد ، بنابراین اجداد ما همه سیستم داغشان فعال بوده که زنده ماندند .

موفقیت با توجه به سیستمهای مغز

موفقیت سیستم سرد می خواهد .با اینکه می دانی سیستم داغ زورش بیشتر است

ولی با عادت سازی موثر هر چند عادت های کوچک و صحبت‌هایی که خودمان با خودمان باید داشته باشیم می توانیم سیستم سرد را فعال نگه داریم .

البته باید برای سیستم داغمان هم وقت بگذاریم تا بشود آن را کنترل کرد

یادمان باشد اگر الان کمی بتوانیم جلوی حال کردن سیستم داغ را بگیریم و برای آینده سیستم سردمان برنامه بریزیم حتماً سیستم داغ ما هم در آینده حال بیشتری خواهد کرد یا لذت آنی الان یا برنامه ریزی برای لذت عمقی آینده کدام را می‌خواهید؟

ترفندهای سیستم های مغز

یکی از ترفندهای مغز داغ این است که مثلاً شما اولویت کاریتان ، کاری است که دوستش ندارید

مغز داغتان فوری وارد عمل می‌شود حالا کی گفته حتماً باید انجامش بدی!
یک سری به شبکه اجتماعی بزن حالت خوب بشه بعد بیا سراغش! بخواب خستگیت بره و بعد با انرژی بیا     سراغش !

حالا فردا انجامش میدی! تا الان هم از خیلی ها جلوتری و همینجور ادامه می‌دهد تا ما را از انجام آن کار منصرف کند ،

چون می داند که قرار است چه بشود پس بدین صورت عمل می‌کند

اول اینکه سعی می‌کند کامل انجام آن کار را کنسل کند یا اگر زورش نرسد حداقل به تعویق می‌اندازد
و هر دفعه با یکسری بهونه به اصطلاح زمان می‌خرد چون به این شرایط اعتماد دارد و نمی خواهد خطر کند
و به اصطلاح دارد از ما محافظت می کند.

خوب تا اینجا فعال بودن سیستم داغ و تمایل به لذت های آن را به عنوان یکی از مهمترین دلایل اهمال کاری بررسی کردیم چندتا دلیل دیگر برای اهمال کاری داریم

که لازم است آنها را هم بدانیم تا بتوانیم اهمال‌کاری هایمان را تا حد ممکن کم کنیم .
مهارت نداشتن ، ترسهایی که داریم ، ظرز فکرهای اشتباه و نفرتی که از یک کار داریم ،
تصمیماتی که نمی گیریم یا اشتباه می گیریم می توانند هر کدام دلیلی برای اهمال کاری باشند.

نداشتن مهارت

نداشتن مهارت باعث خیلی از اهمال کاری هایی که داریم می‌شود و

مهارت هایی مثل مهارت برنامه ریزی مهارت ارتباط با دیگران و فن مذاکره مهارت کنترل خجولی یا خشم ،
مهارت حل مسئله و انتقاد کردن و انتقاد شنیدن مهارت کتابخوانی، مهارت عادت سازی

و خیلی مهارت دیگر که لازم است آنها را بلد باشیم تا بتوانیم جلوی اهمال‌کاری های مان را بگیریم .

برای خواندن مقالات تکمیلی روی کلید وازه رنگی کلیک کنید .

مثلاً کسی که مهارت برنامه‌ریزی اصولی و روشهای GTD,TMS را بلد باشد ، کمتر اهمال کاری می‌کند . چون می‌داند که باید کی و کجا چه کاری  را انجام دهد .

اگر تمایل دارید در مورد دوره GTD,TMS که از برترین روش های برنامه ریزی در دنیا هستند بیشتر بدانید کلیک کنید .

ترسها

یکی دیگر از دلایل اهمال کاری ، ترسها هستند .

سه تا ترس داریم :

ترس از شکست

ترس از موفقیت

ترس از خود

برای هر کدام آزمونکی برای شما قرار می دهم تا بتوانید بهتر در این مورد به خوداگاهی برسید کلیک کنید وآزمون‌ها را انجام دهید .

راهکاراول برای ترس

خانم دکتر گابریل اوتینگل روی مبحث ترس تحقیقات زیادی کرده و راه حل عالی پیشنهاد کردند . ایشان می گوید به جای ترسیدن

بگویید اگر ………………………… شد ، آنگاه من …………………………………………. را انجام می‌دهم .

اگر درگیر ترسهایی برای شروع کار هستید ، تکنیک اگر و آنگاه می‌تواند کمکتان کند که شروع کنید.
خیلی وقت‌ها ما می‌ترسیم که اگر موفق شویم کار زیادی سرمان بریزد و اینکه بقیه از ما توقع شان خیلی خیلی بالا برود ، میترسیم پولدار شویم و بچه مان را بدزدند که باج بگیرند یا مردم فکر کنند که از راه دزدی به آن  پول رسیدیم

و برای اینکه دچار این ترس نشویم باید اول کار را برای خودمان مشخص کنید که به کجا می‌خواهیم برسیم و به چه کسی می خواهیم تبدیل شویم  .

راهکار دوم برای ترسها

هر وقت ترسها با کلی فکرهای منفی  سراغمان می آیند ، اگر واقعا تمایل دارید آنها را کنار بگذارید ،

مهم این است که اولاً مثل یک گزارشگر هر چیزی که به فکرتان می رسد را گزارش کنید .

به اون لحظه و این فکر آگاه باشید و با خودتان صحبت کنید که من الان چرا اینجوری شدم ؟ من به چی دارم فکر می کنم ؟ من از چی میترسم؟ من از شکست چرا میترسم؟

ایا میترسم بقیه منو مسخره کنند؟ باید بگوییم من الان فکراینکه از شکست میترسم اومد به ذهنم  ،

ویا من الان به این فکر می کنم که اگر شکست بخورم بقیه من را مسخره خواهند کرد و این فقط یک فکره  . این تکنیک برای به دست آوردن تمرکز در حین انجام کار هم موثر است .
مثلاً می‌خواهید کتاب بخوانید ومدام فکرهایی از گذشته و آینده ، سراغمان می آید .
لازم است در اینجا  بگوییم ؛ من دارم کتاب میخونم و این را هر بار که فکرمان جایی دیگر میرود ، تکرار کنیم . اینگونه از زمان گذشته و آینده نامعلوم به حال که در حال خواندن کتاب هستیم ،  سوئیچ می کنیم.

عدم تساوی فکرو احساسات

وقتی این فکر ها به سراغتان می آید ، بدانید که فقط فکر هستند …

نمی‌توانم !

ازپسش بر نمی آیم !

بهتر از من هم نتوانستنداین کار را انجام دهند!

من ذاتا استعدادشو ندارم ! و…

یاد بگیریم فکر و احساسات ما با خود ما برابر نیستند بلکه جزیی از وجود ما هستند فقط گزارش شان را برای خودمان تکرار کنیم و بگوییم اینها فکر کنند تمام!

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید